پرویز صدیقی پارسی(یاحقی)

پرویز

صدیقی پارسی(یاحقی)

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

٣٠ شهریور ١٣١٥ در تهران خیابان صفی علیشاه متولد شد.

٣٠ شهریور ١٣١٥ در تهران خیابان صفی علیشاه متولد شد.

مادر پرویز، خواهر حسین یاحقی بود. پدر از مردان روشنفکر، دیپلمات و کارمند وزارت امور خارجه بود و از آنجا که بیشتر در ماموریت های اداری به سر می برد اکثرا" فرزند کوچک و با استعدادش پرویز در خانه حسین یاحقی دائی هنرمند خودبه سر می برد.

در کودکی وی در صدد دستیابی به سازی برآمد. شاید آسان ترین سازی که در ایام کودکی میتوانست در اختیار او قرار بگیرد نی لبک کوچک و ظریفی بود که تهیه آن برای او چندان مشکل نبود. او سعی داشت نغمات دلنشینی که در فضای خانه و در کلاس درس استاد به گوش می رسید با ساز کوچک خود اجرا نماید. حسین یاحقی که خواهر زاده خود را شیفته موسیقی می دید رضایت پدر و مادر پرویز را برای آموزش موسیقی جلب کرد و وی از 7 سالگی شروع به یاد گرفتن دروس موسیقی کرد. استعداد شگرف پرویز در فراگیری (نت) و ملودی های گوناگون موسیقی باعث حیرت استاد شد و می دید دوره های ردیف اول موسیقی را که شاگردان دیگر دوران زیادی را صرف آموختن آن می کنند به سرعت طی کرده و در حالی که از نظر سن و قد و قامت از همه ی آنها کوچکتر بود، در فراگیری دروس به آنها  کمک میکرد. 

منزل حسین یاحقی در آن زمان محل اجتماع و رفت و آمد موسیقیدانان بزرگی نظیراستادان: ابوالحسن صبا ،مرتضی محجوبی، علی اکبرشهنازی، رضامحجوبی، حسین تهرانی، رضا قلی ظلی، مرتضی نی داود و غیره بود و موقعیت خاصی برای دانشجویان موسیقی پدید آورده بود. استاد ابوالحسن صبا که متوجه نبوغ و استعداد خارق العاده وی شده  از استاد او خواسته بود که چندی هم در نزد وی کار کند. پرویز با اشتیاق فراوان آن را پذیرفت و مدت2 سال نیز نزد استاد صبا به فراگیری ردیف های ایشان اشتغال داشت.

در سال 1326 پرویز صدیقی که در این هنگام فامیل یاحقی را انتخاب کرده، همراه با استاد خود پا به رادیو تهران می گذارد و به عنوان نوازنده در برنامه های رادیو قطعاتی اجرا می کند . همچنین در کلاسهای درس حسین یاحقی به آموزش برخی از هنرجویان و کار با خوانندگان نظیر منوچهر همایون‌پور می پردازد. او تحصیلات دبیرستان را نیمه کاره رها می کند. پرویز همکاری اش را تا 18 سالگی با رادیو ادامه داد ، در آن هنگام به دعوت داود پیرنیا آهنگی را بنام «امید دل من کجایی» با صدایی استاد غلامحسین بنان برای اجرا در برنامه گلها ساخت که اعضای ارکستر این برنامه ابوالحسن صبا ، حسین یاحقی ، مرتضی محجوبی ، علی تجویدی ، حبیب الله بدیعی ، میر نقیبی ، زرین پنجه ، حسین تهرانی ، وزیری تبار و پرویز یاحقی بودند .

 پرویز یاحقی با بسیاری از شعرا و تصنیف سازان بنام مثل : رهی معیری ، تورج نگهبان ، اسماعیل نواب صفا ، معینی کرمانشاهی و بیژن ترقی همکاری داشت.

بین سالهای 1334-1331  شهرت روزافزون او بالا می‌گیرد. بحران‌های روحی در عرصه خانواده و روابط خصوصی را تجربه می‌کند و دو بار در اثر کسالت اعصاب بستری می‌شود. پزشکان مثل همیشه موسیقی را تنها راه معالجه او دانسته‌اند. اولین آهنگ کلاسیک خود را در آواز شور و با کلام نواب صفا می‌سازد (با نام «ای امید دل من کجایی») و با ارکستر رادیو و صدای بنان اجرا می‌کند. نزد استاد ابوالحسن صبا، ردیف‌ها را مشق می‌کند و با طرز رهبری ارکسترهای یک‌صدایی آشنا می‌شود و کنار او هم‌نوازی می‌کند. با داریوش رفیعی آشنا می‌شود و برای صدای او اقدام به ساختن آهنگ ترانه می‌کند. در ارکستر مجید وفادار، ویولون اول را او می‌نوازد

 بین سالهای 1336-1335 تعدادی آهنگ ‌ـ ترانه ماندگار حاصل همکاری او و رفیعی و ترقی ضبط می‌شود. رادیو تهران تجدید سازمان پیدا می‌کند و رسماً از او به عنوان آهنگساز و سرپرست ارکستر دعوت به کار می‌شود. در هیات خبرنگار برای روزنامه پست تهران (به سردبیری نعمت قاضی‌شکیب) و برنامه‌های رادیو تهران کار می‌کند و ابتکارات او مورد توجه قرار می‌گیرد.

بین سالهای 1340-1337 داریوش رفیعی زندگی را وداع می‌کند. پرویز یاحقی به کار با دیگر خوانندگان مطرح ادامه می‌دهد. برنامة "قصه شمع" با صدای او و نواب صفا ضبط می‌شود. مهدی خالدی در تنظیم و ساخت و اجرای آهنگ‌ ـ ترانه‌ها به وی یاری می‌کند. با همه‌گیر شدن شایعه‌هایی درباره گرفتاری‌های جسمی او و چند هنرمند دیگر و طرح ترک اعتیاد هنرمندان رادیو در آن زمان، پرویز یاحقی همراه تنی چند از دیگر هنرمندان بستری می‌شود. به همراه نواب صفا به شیراز می‌رود. کنسرتی به یاد‌ماندنی در شیراز (با همکاری هاشم جاوید، حافظ‌شناس مشهور) اجرا می‌کند. صفحات روزنامه‌ها و مجلات هنری سرشار از ستایش‌ها و انتقادها از او است.

بین سالهای1346-1341 پرویز یاحقی از چهره‌های ثابت برنامه گل‌ها می‌شود. شیوه ویولون‌نوازی او شیوع می‌یابد و برنامه‌های فراوانی از هم‌نوازی او با ایرج، گلپایگانی و... ضبط می‌شود. شماری از شنیدنی‌ترین برنامه‌های او در این دوران در نوار پ‍ُر می‌شود.

بین سالهای1349-1347  پرویز یاحقی با پروانه امیر‌افشار از شاگردان علی تجویدی آشنا می‌شود و بعد از مدتی با او ازدواج می‌کند. تعدادی آهنگ ـ ترانه برای صدای او می‌سازد و این دو، زوج خبرساز هنری در مجلات و روزنامه‌ها می‌شوند. پیوند آن‌ها بعد از مدتی به طلاق می‌انجامد، ولی ارتباط هنری حفظ می‌شود

 بین سالهای 1355-1350  داود پیرنیا از دنیا می‌رود. وضعیت موسیقی رادیو و برنامة گل‌ها عوض می‌شود. پرویز یاحقی و تنی چند از هنرمندان گل‌ها به سفارش و تبلیغ اکبر گلپایگانی به کاباره‌ها می‌روند و در آنجا برنامه اجرا می‌کنند. آهنگ‌های او کماکان با ارکستر بزرگ رادیو و به سرپرستی جواد معروفی اجرا می‌شود. سفرهای متعدد به کشورهای اروپایی و آمریکا می‌رود. اولین نشانه‌های انزوا و گوشه‌گیری‌ از جمع در او آشکار می‌شود. همنواز او رضا ورزنده از جهان می‌رود

بین سالهای 1357-1356  آلبوم «سلوهای یاحقی» با مقدمه‌ای از بیژن ترقی منتشر می‌شود. آخرین کنسرت‌های مدت زندگی خود بین مردم را در فاصلة‌ کمی تا وقوع انقلاب روی صحنه می‌برد. در هنگامه انقلاب سال 57 عده‌ای از هنرمندان مهاجرت می‌کنند و یاحقی در گوشة منزلش انزوا می‌گیرد.

بین سالهای 1368-1358  یاحقی و همکارانش از ادامه کار موسیقی در رسانه‌ها محروم می‌شوند و حقوق آن‌ها نیز قطع می‌گردد. او در منزل به نوازندگی و ضبط قطعاتش با کیفیت حرفه‌ای و تخصصی می‌پردازد. هم‌نوازی‌های او با جواد معروفی، ناصر افتتاح، جلیل شهناز، فضل‌الله توکل، فرهنگ شریف و... از این زمان جدی می‌شود.

بین سالهای 1378ـ 1369 ضبط‌های خصوصی او ادامه می‌یابد. دوستانش کم‌کم از دنیا می‌روند: حسین قوامی، محمودی خوانساری، جواد معروفی و... ، آلبوم سلوهای یاحقی با عنوان طُرّه (1 و 2) منتشر می‌شوند. آلبوم‌های دیگر با نام‌های طوبی (1 و 2) و طراوت (1 و 2) به بازار می‌آیند و خاطره یاحقی در دل‌ها دوباره زنده می‌شود

خواهرش در حادثه تصادف اتومبیل جانش را از دست می‌دهد و مرگ او ضربة روانی مهلکی را به پرویز یاحقی وارد می‌کند.

بین سالهای 1383-1379  کسالت‌های روحی و افسردگی او شدید می‌شود. برای معالجه به خارج از کشور می‌رود و زود برمی‌‌گردد. فعالیت‌‌هایش را گسترش می‌دهد و نوارهای دیگری از او با نام راز و نیاز، کیمیا و... انتشار می‌یابد

بین سالهای 1385-1384  در یک حادثه تصادف اتومبیل، پنجه چپش خرد می‌شود. او را برای جراحی به آلمان می‌برند. در بازگشت، انزوا و افسردگی او شدت می‌یابد و او دیگر کسی را نمی‌بیند. تنهایی و سکوت او به مرزهای نگران‌کننده‌ای می‌رسد، با‌این‌حال از تدوین آثار خود و واگذاری به حمید اسفندیاری‌نیا ناشر مورد اعتماد خود غافل نیست. او هفته قبل از مرگ، آلبوم دو سی‌دی «مهر و مهتاب» را می‌بیند

در تاریخ 11 بهمن سال 1385 در آپارتمانش در خیابان جردن بعلت ایست قلبی فوت می کند. سه روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده می‌شود.

تاریخ آخرین بروزرسانی ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

اطلاعات اشخاص

پرویز صدیقی پارسی(یاحقی)
پرویز صدیقی پارسی(یاحقی)
پرویز صدیقی پارسی(یاحقی)

٣٠ شهریور ١٣١٥ در تهران خیابان صفی علیشاه متولد شد.

مادر پرویز، خواهر حسین یاحقی بود. پدر از مردان روشنفکر، دیپلمات و کارمند وزارت امور خارجه بود و از آنجا که بیشتر در ماموریت های اداری به سر می برد اکثرا" فرزند کوچک و با استعدادش پرویز در خانه حسین یاحقی دائی هنرمند خودبه سر می برد.

در کودکی وی در صدد دستیابی به سازی برآمد. شاید آسان ترین سازی که در ایام کودکی میتوانست در اختیار او قرار بگیرد نی لبک کوچک و ظریفی بود که تهیه آن برای او چندان مشکل نبود. او سعی داشت نغمات دلنشینی که در فضای خانه و در کلاس درس استاد به گوش می رسید با ساز کوچک خود اجرا نماید. حسین یاحقی که خواهر زاده خود را شیفته موسیقی می دید رضایت پدر و مادر پرویز را برای آموزش موسیقی جلب کرد و وی از 7 سالگی شروع به یاد گرفتن دروس موسیقی کرد. استعداد شگرف پرویز در فراگیری (نت) و ملودی های گوناگون موسیقی باعث حیرت استاد شد و می دید دوره های ردیف اول موسیقی را که شاگردان دیگر دوران زیادی را صرف آموختن آن می کنند به سرعت طی کرده و در حالی که از نظر سن و قد و قامت از همه ی آنها کوچکتر بود، در فراگیری دروس به آنها  کمک میکرد. 

منزل حسین یاحقی در آن زمان محل اجتماع و رفت و آمد موسیقیدانان بزرگی نظیراستادان: ابوالحسن صبا ،مرتضی محجوبی، علی اکبرشهنازی، رضامحجوبی، حسین تهرانی، رضا قلی ظلی، مرتضی نی داود و غیره بود و موقعیت خاصی برای دانشجویان موسیقی پدید آورده بود. استاد ابوالحسن صبا که متوجه نبوغ و استعداد خارق العاده وی شده  از استاد او خواسته بود که چندی هم در نزد وی کار کند. پرویز با اشتیاق فراوان آن را پذیرفت و مدت2 سال نیز نزد استاد صبا به فراگیری ردیف های ایشان اشتغال داشت.

در سال 1326 پرویز صدیقی که در این هنگام فامیل یاحقی را انتخاب کرده، همراه با استاد خود پا به رادیو تهران می گذارد و به عنوان نوازنده در برنامه های رادیو قطعاتی اجرا می کند . همچنین در کلاسهای درس حسین یاحقی به آموزش برخی از هنرجویان و کار با خوانندگان نظیر منوچهر همایون‌پور می پردازد. او تحصیلات دبیرستان را نیمه کاره رها می کند. پرویز همکاری اش را تا 18 سالگی با رادیو ادامه داد ، در آن هنگام به دعوت داود پیرنیا آهنگی را بنام «امید دل من کجایی» با صدایی استاد غلامحسین بنان برای اجرا در برنامه گلها ساخت که اعضای ارکستر این برنامه ابوالحسن صبا ، حسین یاحقی ، مرتضی محجوبی ، علی تجویدی ، حبیب الله بدیعی ، میر نقیبی ، زرین پنجه ، حسین تهرانی ، وزیری تبار و پرویز یاحقی بودند .

 پرویز یاحقی با بسیاری از شعرا و تصنیف سازان بنام مثل : رهی معیری ، تورج نگهبان ، اسماعیل نواب صفا ، معینی کرمانشاهی و بیژن ترقی همکاری داشت.

بین سالهای 1334-1331  شهرت روزافزون او بالا می‌گیرد. بحران‌های روحی در عرصه خانواده و روابط خصوصی را تجربه می‌کند و دو بار در اثر کسالت اعصاب بستری می‌شود. پزشکان مثل همیشه موسیقی را تنها راه معالجه او دانسته‌اند. اولین آهنگ کلاسیک خود را در آواز شور و با کلام نواب صفا می‌سازد (با نام «ای امید دل من کجایی») و با ارکستر رادیو و صدای بنان اجرا می‌کند. نزد استاد ابوالحسن صبا، ردیف‌ها را مشق می‌کند و با طرز رهبری ارکسترهای یک‌صدایی آشنا می‌شود و کنار او هم‌نوازی می‌کند. با داریوش رفیعی آشنا می‌شود و برای صدای او اقدام به ساختن آهنگ ترانه می‌کند. در ارکستر مجید وفادار، ویولون اول را او می‌نوازد

 بین سالهای 1336-1335 تعدادی آهنگ ‌ـ ترانه ماندگار حاصل همکاری او و رفیعی و ترقی ضبط می‌شود. رادیو تهران تجدید سازمان پیدا می‌کند و رسماً از او به عنوان آهنگساز و سرپرست ارکستر دعوت به کار می‌شود. در هیات خبرنگار برای روزنامه پست تهران (به سردبیری نعمت قاضی‌شکیب) و برنامه‌های رادیو تهران کار می‌کند و ابتکارات او مورد توجه قرار می‌گیرد.

بین سالهای 1340-1337 داریوش رفیعی زندگی را وداع می‌کند. پرویز یاحقی به کار با دیگر خوانندگان مطرح ادامه می‌دهد. برنامة "قصه شمع" با صدای او و نواب صفا ضبط می‌شود. مهدی خالدی در تنظیم و ساخت و اجرای آهنگ‌ ـ ترانه‌ها به وی یاری می‌کند. با همه‌گیر شدن شایعه‌هایی درباره گرفتاری‌های جسمی او و چند هنرمند دیگر و طرح ترک اعتیاد هنرمندان رادیو در آن زمان، پرویز یاحقی همراه تنی چند از دیگر هنرمندان بستری می‌شود. به همراه نواب صفا به شیراز می‌رود. کنسرتی به یاد‌ماندنی در شیراز (با همکاری هاشم جاوید، حافظ‌شناس مشهور) اجرا می‌کند. صفحات روزنامه‌ها و مجلات هنری سرشار از ستایش‌ها و انتقادها از او است.

بین سالهای1346-1341 پرویز یاحقی از چهره‌های ثابت برنامه گل‌ها می‌شود. شیوه ویولون‌نوازی او شیوع می‌یابد و برنامه‌های فراوانی از هم‌نوازی او با ایرج، گلپایگانی و... ضبط می‌شود. شماری از شنیدنی‌ترین برنامه‌های او در این دوران در نوار پ‍ُر می‌شود.

بین سالهای1349-1347  پرویز یاحقی با پروانه امیر‌افشار از شاگردان علی تجویدی آشنا می‌شود و بعد از مدتی با او ازدواج می‌کند. تعدادی آهنگ ـ ترانه برای صدای او می‌سازد و این دو، زوج خبرساز هنری در مجلات و روزنامه‌ها می‌شوند. پیوند آن‌ها بعد از مدتی به طلاق می‌انجامد، ولی ارتباط هنری حفظ می‌شود

 بین سالهای 1355-1350  داود پیرنیا از دنیا می‌رود. وضعیت موسیقی رادیو و برنامة گل‌ها عوض می‌شود. پرویز یاحقی و تنی چند از هنرمندان گل‌ها به سفارش و تبلیغ اکبر گلپایگانی به کاباره‌ها می‌روند و در آنجا برنامه اجرا می‌کنند. آهنگ‌های او کماکان با ارکستر بزرگ رادیو و به سرپرستی جواد معروفی اجرا می‌شود. سفرهای متعدد به کشورهای اروپایی و آمریکا می‌رود. اولین نشانه‌های انزوا و گوشه‌گیری‌ از جمع در او آشکار می‌شود. همنواز او رضا ورزنده از جهان می‌رود

بین سالهای 1357-1356  آلبوم «سلوهای یاحقی» با مقدمه‌ای از بیژن ترقی منتشر می‌شود. آخرین کنسرت‌های مدت زندگی خود بین مردم را در فاصلة‌ کمی تا وقوع انقلاب روی صحنه می‌برد. در هنگامه انقلاب سال 57 عده‌ای از هنرمندان مهاجرت می‌کنند و یاحقی در گوشة منزلش انزوا می‌گیرد.

بین سالهای 1368-1358  یاحقی و همکارانش از ادامه کار موسیقی در رسانه‌ها محروم می‌شوند و حقوق آن‌ها نیز قطع می‌گردد. او در منزل به نوازندگی و ضبط قطعاتش با کیفیت حرفه‌ای و تخصصی می‌پردازد. هم‌نوازی‌های او با جواد معروفی، ناصر افتتاح، جلیل شهناز، فضل‌الله توکل، فرهنگ شریف و... از این زمان جدی می‌شود.

بین سالهای 1378ـ 1369 ضبط‌های خصوصی او ادامه می‌یابد. دوستانش کم‌کم از دنیا می‌روند: حسین قوامی، محمودی خوانساری، جواد معروفی و... ، آلبوم سلوهای یاحقی با عنوان طُرّه (1 و 2) منتشر می‌شوند. آلبوم‌های دیگر با نام‌های طوبی (1 و 2) و طراوت (1 و 2) به بازار می‌آیند و خاطره یاحقی در دل‌ها دوباره زنده می‌شود

خواهرش در حادثه تصادف اتومبیل جانش را از دست می‌دهد و مرگ او ضربة روانی مهلکی را به پرویز یاحقی وارد می‌کند.

بین سالهای 1383-1379  کسالت‌های روحی و افسردگی او شدید می‌شود. برای معالجه به خارج از کشور می‌رود و زود برمی‌‌گردد. فعالیت‌‌هایش را گسترش می‌دهد و نوارهای دیگری از او با نام راز و نیاز، کیمیا و... انتشار می‌یابد

بین سالهای 1385-1384  در یک حادثه تصادف اتومبیل، پنجه چپش خرد می‌شود. او را برای جراحی به آلمان می‌برند. در بازگشت، انزوا و افسردگی او شدت می‌یابد و او دیگر کسی را نمی‌بیند. تنهایی و سکوت او به مرزهای نگران‌کننده‌ای می‌رسد، با‌این‌حال از تدوین آثار خود و واگذاری به حمید اسفندیاری‌نیا ناشر مورد اعتماد خود غافل نیست. او هفته قبل از مرگ، آلبوم دو سی‌دی «مهر و مهتاب» را می‌بیند

در تاریخ 11 بهمن سال 1385 در آپارتمانش در خیابان جردن بعلت ایست قلبی فوت می کند. سه روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده می‌شود.